تبلیغات
ابزار و قالب وبلاگبیست تولزکد لوگوهای سه گوشه
.✿✿.آسمان بلند آرزو.✿✿.

.✿✿.آسمان بلند آرزو.✿✿.
آسمانی به بلندای آرزو....
نویسندگان
نظر سنجی
نظرت در مورد آسمان بلند آرزو چیه؟







 
  بسم الله رحمن رحیم 
 سلام به همه دختر خانومای گل 
  وبم دوتا قانون داره:
 قانون اول :ورود آقایان ممنوع

 قانون دوم:حرف های بد بد ممنوع!

 یه اطلاعیه:
  آماده هرگونه تبادل لینک با دختر خانومای گل هستم!
 
 نظر یادت نره.  چه انتقاد، چه پیشنهاد و چه نظرتون.
 راستی یادتون نظره تونظر سنجی شرکت کنید...
 خداحافظتون باشه!


 



[ شنبه 21 مرداد 1391 ] [ 09:39 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
نظرات




حال دلت که خوب باشد;
همه دنیا به نظرت زیباست
حال دلت که خوب باشد;
حتی می شوی همبازی بچه ها
و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشد.

 حال دلت تا همیشه خوب


[ دوشنبه 24 خرداد 1395 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
دلتنگ که میشوی پناه همه لحظه هایت میشود خدا
اما اندکی که حالت خوب میشود
اندکی که از غم دور میشوی
خدا میشود غریب ترین غریب دنیا
یادت میرود که او تنها فارج الهمّ و کاشف الغمّ عالم  است
فراموشش میکنی
تا دلتنگی بعدی ات
خدا همیشه کنارت ایستاده
همیشه دستت را گرفته تا زمین نخوری اما
تو متوجه حضورش نیستی
حالا دوباره ماه او نزدیک است
سفره رحمتش دوباره گشاده است
درهای اجابت باز باز است
و باز خدای تک تک ثانیه
آغوشش را برای تو گشوده است
تا باز هم معنای  آرامش را  درک کنی
تا بازهم  در شب های قدر، قدر خودت را رقم بزنی
تا همه خستگی های این  11 ماه  را در حوض برکت رمضان پاک کنی
یادت نرود ماه رمضان امسال با همه سال های زندگی ات فرق میکند
این بار  نزدیک تر شو
این بار قدر خودت را بدان
این بار خدا شو
او از رگ گردن به تو نزدیک تر است
تو قطره ای از خدایی
خدا شو


+بسم الله الرحمن الرحیم
+الهی به امید تو
+التماس دعای زیاد 40 روز تا کنکور
+با آرزوی موفقیت برای همه عزیزان
+و من الله توفیق
+حق یارتان




[ یکشنبه 16 خرداد 1395 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]



+بسم الله
+سلام
+الهی به امید تو
+چه بهانه ای بهتر از ولادت و چه ولادتی بهتر از 3 سرور عالم امکان
+عید همگی مبارک.



[ چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 ] [ 06:20 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
به اندازه تک تک تیک تاک های ساعت شماته دار قدیمی خانه مادربزرگ که سهم من از خانه تکانی بود
دلم برایت پر میزند
با هر صدایش با هر ثانیه اش دلم برات میطپد
طپشی که مدت هاست صدایش را نمیشنوم
صدای قلبم را نمیشنوم اما حضور تورا کاملا حس میکنم
اما حضوری که کاملا اتفاقی بود
و هنوز هم هست
من درگیر تنهایی و سکوتی هستم که  فقط صدای تیک تاک همان ساعت در فضا پیچیده است
پس تو کجای این معرکه لعنتی هست که نمیتوانم داشته باشمت؟
پس چرا من هربار اینقدر سریع از همه چیز خسته میشوم و نمیتوانم تورا داشته باشم؟
مشکلم کجاست که تا دلبسته شوم،دل میکنم
هر بار میآیم که انسان باشم،انس بگیرم دچار نسیان میشوم...
من عاشق نشده ام،عاشقت نشدم و گناهم فقط همین بود
گناهم منطق مزخرفی بود که احساسم را بلعید
هنوز هم نگاه مضطرب آن شبت پیش چشمانم  هست که از دور مرا دیدی و ترسیدی
از نزدیک شدن ترسیدی و تمام شد...رفتم
باید میرفتم،تا دلبسته نشوم...تا دلبسته تر نشوی...منکه رفتنی بودم چه آن شب چه 10 سال بعد
باید میرفتم
بعداز تصمیم رفتن آن شبم،به کلی همه چیز تغییر کرد
هدفم عوض شد و من باز هم دچار منطق شدم
تصمیم گرفتم تا آن زمان که قسمت باشد احساس عاشقی نکنم،دلم را گرم نگهدارم تا نکند سرمای تنهایی
آن را برای ناکسان به لرزه درآورد
من منطقی شدم و دوست داشتن را نمیفهمم
ولی یادت باشد
تقابل عقل و عشق
از روز ازل تا به ابد
پایدار است
پایدار است که من برایت نوشتم
که دل شروع به حرف زدن کرد
+خوشبختیت آرزومه
+ بسم الله الرحمن الرحیم
+سلام
+بلاخره آپ کردم!(دمم گرم!!!!)
+تو این چند وقت دقیقا از آخرین روز مرداد تا همین امروز اووووننننقدددررر اتفاقای جورو واجور افتاده که هنوزم بعضیاشو نمیتونم باور کنم که واقعی بوده باشه
+درگیر کنکور لعنتی!
+چند تا آهنگ پیشنهاد میکنم!!!!
1-سینا سرلک_کوچه های عاشقی و برخیز/2-تمام آهنگ های محسن چاوشی برای سریال شهرزاد(مخصووووووصصصا افسار!)/3-مثل همه بابک عزیزم
4-چارتار_حضوری اتفاقی،غزل نشد/آلبوم سلام ساده امیرعلی بهادری به طور ویژه ای بهار خاکستری و عوض نشو
6-سامان جلیلی_ایستادم
+کمتر از 4 ماه به کنکور!(با آرزوی موفقیت برای همه کنکوری های عزیز!)
+خلاصه که ملالی نیست جز دوری دوستان!
+ویژه خانوم 13!
نمیدونی با تمام وجود دوست دارم...بی اندازه شرمنده مهربانویی های توام عزیزترینم...همیشه بخند
+یا حق


[ شنبه 8 اسفند 1394 ] [ 05:56 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
ماه هاست که از رفتنت میگذرد و من هنوز در همان لحظه متوفقم...
لحظه ای که تمام لحظه های  بودنت را  به ورطه نابودی کشاند...
البته بودن که،حضور بی حضور
ارتباطی که ای کاش هیچ گاه شروع نمیشد
من زنانه پای تمام حرف هایم ایستادم
 زنانه پای دلشوره هایی که از همان تب مردادت بر دلم ماند ایستادم
و شهریوری که زودتر از هر سال گذشت...
من همان اناری بودم که تنم داغ خون نبودنت بود
وتو همان شهریوری که در سکوت رفت
پاییز بی برگ گذشت
امروز دومین روز از آذر است
فقط میدانم ماه هاست روحی ندارم
تنهای نفسی می آید و میرود و تپشی که گاه گاهی یادم می آورد که زنده ام
ادامه حیات میدهم
زندگی کردن را مدتیست که از یاد برده ام
هر جا هستی
دلت شاد و سرت خوش باد


+به توکل نام اعظمت
+سلام
+یه سلام ویژه به خانوم 13 که شرمنده معرفتشم
+اومدم یه غبار روبی از گاه نامه آسمان بلند آرزو بکنم
+درگیر کنکور 95
+حرفی نیست جز دلتنگی دوستان!
+یا حق




[ دوشنبه 2 آذر 1394 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
روز میلادتان مبارک باشد آقا جان
امید دل هزارن نفر،سرور خراسان،شاه بی گمان دل
هزاران دلتنگی و دلخستگی فقط با نیم نگاهی از جانب بزرگوارتان حل میشود
چقدر دلتنگی هایم هرروز بیشتر و بیشتر میشود،وقتی گاه گاهی چشمم به بارگاهتان می افتد
چقدر بغض هایم سنگین تر میشوند
و چقدر اشک هایم راحت تر مسیر گونه هایم را میپیمایند
تو چه داری که معدن ایییین همه خوبی و مهربانی هستی...
مشهد یعنی تو،یعنی عشق،یعنی اوج احساس

باغ عدن همیجاست..اینجاست كه همه به هزار امید آرزو قدم میگذراند...
ثانیه ها بی معنی میشوند،دقیقه ها كنار میروند و عقربه ها از حركت می ایستند اینجا...
اینجا زمان معنا ندارد...زمان تویی...تو كه بزرگی ات كی در باور من میگنجد؟!
تو آشناترین غریب عالمی...غربت تو قربت میآورد...
با وجودتو دلم دریاست...دریایی كه از اقیانوسی چون تو نشأت میگیرد...
٢قدم مانده به عشق دستم را تو گرفتی،تو تمام معنای خوبی هستی...
هر مشبك تو درمان هزار درد است و هر كاشی این بارگاه محمل هزار دعا...
هر طرح اینجا مرهمی برای هزار رنج است و همه اینها از بركت وجود توست...
اینجا حرم توست...حرم امن تو...عشق موج میزند...
این بار هم تو درمان همه درد هایم شو، رنج هایم را تو بخر

خریدار شو،تا سبک شوم از این همه غل و زنجیر که به دلم وضل شده است...

+الهی به امید تو

+سلام

+گاه نامه میهن بلاگ!!!!!

+التماس دعا،خیلی زیاد!

+یا حق.




[ سه شنبه 3 شهریور 1394 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
سلام به همه عزیزان!
با اجازتون توی مسابقه وبلاگی شرکت کردم اگه به لینک زیر برین و بهش رای بدین خیلی خیلی ممنون میشم

http://timemachine.mihanblog.com/post/1863



[ شنبه 10 مرداد 1394 ] [ 09:55 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
بازهم ماه خدا...
خوشآمدی...
چقدر منتظرت بودم،منتظر شبهای قَدرت...
منتظر اشک های تنهایی ام
منتظر شب بیداری های افطار تا سحر
اتنظارت چقدر زیبا بود...
خوش حالم که امسال هم آمدی.
بیشتر از هر سال دیگری انتظارت را کشیدم...
شاید خدا امسال هم میدانست  که بنده هایش اورا میخواهند اما راه را گم کرده اند..
تو راه خدایی...
فقط وسیله ای برای رسیدن به او...

+دلتنگی نوشت
چرا وارد شدی که بروی؟
چرا آمدی که نمانی؟؟؟؟
قلبم شکسته بود،چگونه تونستی باز هم آنرا بشکنی؟؟؟
بهانه هایت،حرف هایت،کارهایت...چرا؟
یادش می افتم خنده ام میگیرد...روزی  که به تو گفتم میترسم،گفتی نترس،از هیچ چیز هیچوقت نترس،از چی میترسی حالا؟ گفتم ازاینکه راحت کنار گذاشته بشم،گفتی از اون که اصلا نترس...
خوش باشی...
 
مراقب دل هایمان باشیم،بن بست دل بزرگراه نیست که همیشه یک عده در حال رفت و آمد باشند...کوچه باید قفل باشد،مانند کوچه باغ های شخصی...
آنکس که باید خودش میداند چگونه آنرا باز کند...
مراقبش باشیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی به امید تو

+سلام،امیدوارم حالتون خوب باشه

+ماه رمضتون مبارک باشه با 5-6 روز تاخیر!

+به گاه نامه آسمان بلند آرزو خوش آمدید!دلم نمیاد اینجارو حذف کنم،واسم معدن خاطراته،ولی فرصت نمیکنم بیام

+زهرا زهرا زهرا،به خدا شرمندتم...فقط تویی که میای اینجا...اینجا فقط به خاطر تو هنوز که هنوزه پابرجاست.

+چند روز دیگه کارنامه های نهاای رو میدن،خیلی هم عالی!

+این چند وقت بی نهایت درگیر بودم، خدارو شکر بالاخره تونستم یه غبارروبی از اینجا بکنم!

+خانومای عزییییززز:زهرا 13،رویا،نگین،زهرا و پریسا! بیییییییییییییینهااااااااااااااایییییییتتتت دلتنگتونم،منهای رویا که 2 ساااله ندیدمش،9ماهه شماهارو ندیدم،خیللللی دلتنگتونم.

+در آخر ماهتون عسسللل

+خدا به همراه همتون!




[ سه شنبه 2 تیر 1394 ] [ 02:05 ق.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
کوچه باغ های تهران روزی پر بود ازبازی کودکانی که درآن میدویند...
یادگار کوچه باغ های دیروز ،هما خاطراتی است که با خراب شدن آن خانه ها دفن شد...
کوچه هایی که روزی پر بود از صدای خنده دختران وپسران کوچک و بزرگ...
کودکانی که امروز دور از هوای آزاد  درون دنیای مجازی خود فرو رفته اند...
خانه هامان کجاست؟ چقدر از حال همدیگر خبر داریم؟؟
کجاست آن خنده ها؟
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟
گاهی هوس میکنم بگردم در نقطه ای بدور از  برج های بلند به گوشه ای بخزم و طبیعت را حس کنم...
بگردم به دنبال یک در قدیمی..
بنشینم و تماشا کنم...
دلم میخواهد كه در را بكوبم...پیرزنی با خطوط سالها بر روی چهره اش در را برایم باز كند..بروم و بدوم و فریاد خوشحالی سر بكشم...از میوه ی عشق بچینم و بخندم !!! اما حیف...تمام زیبایی این باغ پشت دری پنهان است كه كلیدش در دست رهگذری است كه مادر بزرگ خانه بقلی سالهاست چشم انتظارش نشسته...
رهگذر ...كجایی؟






و به نام خدایی که جایی در همین حوالیست...
+سلام به روی ماه همتون.
+ماه نامه آسمان بلند آرزو در خدمت شماست!
+دلم خیلی وقته گرفته،خواهش میکنم برام دعا کنید...
+همون دلم شدیییییییییییییییییید واسه چند نفر تنگ شده...نگین،رویا،زهرا13،زهرا بابا،پریسا.
+فردا کارنامه میدن!خیلی شیک!خیلی هم عالی...
+بازم التماس دعا...
+مراقب خوبی های  دلتون باشید
+خدا حافظ همتون باشه...





[ سه شنبه 30 دی 1393 ] [ 05:18 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
این منم،اینجا،تنها،غرق در آبی ِ اتاق...
و این تصویر توست درون آینه
آینه ذهنم،ضمیر ناخودآگاهم، تصویر تورا نقش میزنند...
نه سبزی،نه هیچ رنگ دیگری،فقط آبی
اتق آبی،ذهنم آبی و تو...سر شار ار آرامش آبی.
رنگ لباس همان روزت...همان روزی که اینجا تنها ماندم...
اما این تنهایی لذت بخش است...اگر تو را ندارم باکی نیست..یاد تو مال من است...
اما تو...من را یادت می آید؟؟ من همانی هستم که تو روزی وارد زندگی اش شدی..اما بی دلیل رفتی
شاید برای آنکه یاد بگیرم دل نبندم...شاید برای اینکه یادم بیاوری...شاید...
همه چیز فانی است و من هم...
اما نمیدانی دلبسته ام کردی...
نداشتن تو برای عادت شده است.شاید تو رفتی که فکرم راحت بماند..
اما وجودم را شعله ور ساختی...
من لیلی ام،زمین از گرمای عشق من گرم است...
خداوندگارم این آتش را در من قرار داده..
و تو ای مجنون
اگر گرمایی داری از من است...
حتی یک لحظه تصور این را نکن که من به تو نیاز دارم..
نه!
بلکه این تویی که اگر من نباشم از سرمای بی احساسی یخ خواهی زد...
همه این ها را از سر غرور میگویم...
اما تو باور نکن...
بگذریم...
هم لیلی به مجنون نیاز دارد هم مجنون به لیلی...
لیلی هیزمی برای زنده کردن آتش دلش..
و مجنون آتشی برای گرم شدن...
مجنون من
آتش لیلی ات خاکستر شد...
هیزم بیاور ..
تا طوفان زیر خاکسترش را نشان دهد..
تا بسوزد...
از عشقی بسوزد که تو جرقه آنی...
آری
من لیلی ام...
نه من..بلکه تمام دختران به انتظار نشسته این بوم،این کره خاکی،این پهنه
لیلی است...




 بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به روی ماه همتون
+من بالاخره اومدم!
+متن بالا از خودمه منتظر نظرات هستم!!! شدییییییید!
+خیلی سخته..امسال خیلی سخته...خیلی خیلی  محتاج دعا هستم...
+دوستان عزیز اگه سراغی ازتون نمیگیرم دلیل نمیشه که از یادم رفتین! جویای احوال همتون هستم!
+خدایا زمانو برام خیلی نگهدار...
التماس دعای خییییییییییییییلی زیاد
+فعلا ملالی نیست جز دروی شما!
+خدا حافظ همتون باشه!



[ پنجشنبه 13 آذر 1393 ] [ 07:56 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]

رسید به وادی کرب و بلا کاروان کربلا...

باز هم شروع ماه ماتم آل نبی(ص)

مواظب نگاهت باش...

مواظب اعمالت باش...

اینبار زینب و مادرش فاطمه (س) تو را می نگرند...

مراقب حرف هایت باش.

مبادا زخمی جدید باشی بر دل ترک خورده شان...

اگر میخواهی برای تزویر و ریا برای خودنمایی ادعای عزاداری به مجلس نیا...

برو به مجلس دلت...

برو ببین چه میگذرد آنجا...

مادر حسین دلش نمیخواهد دختران را اینگونه ببیند...

من هیچکس نیستم،که بخواهم جماعتی را نصیحت کنم...

اما بیا واقع بین باش...

این عزادای و لباس مشکی برای چیست؟

وقت هست،مبادا از یزیدیان باشی...

همه چیز در این ماه فقط لباس و اشک و آه نیست...

حداقل برای 1 ماه مراقب حرف هایت باش..

نکند در این ماه دل کسی بشکنی...

نکند اشک کسی را به ناحق جاری کنی...

+دل نوشت:

آقا

از چه روی این همه لطف میکنی؟

شما  که هر بار  بدی دیدی بخشیدی...

از روی سرمان سایت ات را بر نداری ها...

اما در تعجبم...

چه در نامت داری؟

که باهر بار دیدن نامت دلم ،نه ...وجودم؟؟؟ نه... بلکه عالم متلاشی میشود...

باز هم لطف کردی...

بیرقت آنجا چه میکرد؟؟

چرا تا به نامت رسیدم در دعا توسل،سرم را بالا گرفتم، نام تو در پرچمی بزرگ رو به رویم بود...

چرا آن لحظه که تنها شدم در آنجا نتوانستم بیایم؟؟؟ بیایم پرچمت را در آغوش بکشم؟؟ چرا نشد؟ چرا اشک هایم اجازه نداد؟ چرا دلم به همان از دور دیدن  راضی شد؟؟

کمکم کن...

میخواهم نزدیک شوم...

تو دستانم را بگیر

بسم رب الحسین

+سلام به روی ماه همتون...

+خداروشکر که دوباره تونستیم محرم رو ببینیم.

+تو این یک سال (قمری) اتفاقات زیادی افتاد...

+امیدوارم بتونیم عزادار باشیم.

+خییییییییییلی برام دعا کنید و البته برای خییییییییلی از جوونا دعا کنید که عاقبت بخیر بشن.

+تو این دوسه ماهه اونقدر اتفاق خوب واسم افتاده که نمیدونم خدارو چجوری شکر کنم...خدایا خییییییییلی ممنون،مرسی که هستی..

+هرجا رفتین،اگه یه جا دلتون شکست و اشکی جاری شد یه گوشه چشمی هم به ما بچه مدرسه ای ها داشته باشد.

+التماس دعا

+خدا پشت و پناهتون باشه.




[ دوشنبه 5 آبان 1393 ] [ 08:57 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
میان هیاهوی این شهر عجیب
من و خدایم ایستاده ایم...
در بهترین و بزرگترین عید...
در زیر بیرقی که یکسال بر فرازی گنبدی از جنس طلا،عشق،مهربانی بوده است..
و عطری دل انگیز
خدایا..این چه حالی است؟؟
حس میکنم صدای دور و اطراف تمام شده
در ذهنم صدایی طنین انداز میشود...
من کنت مولاه فهذا علی مولاه...
رسالت به امامت رسید...
بماند تمام ظلم وستم ها...بماند 25 سال سکوت و خانه نشینی...
بماند برای روز جزا...
عید بزرگیست...
دل ها همه روانه غدیر خم...
در پانزدهمین قرن غدیر،
مروری باید بر تمام اتفاقات...
. ««هان مردمان!اینك جانشینى خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جاى مى‌‏گذارم در نسل خود تا برپایى روز رستاخیز.و حال، مأموریت تبلیغى خود را انجام می‌‏دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان كه زاده شده یا نشده‌‏اند و بر تمامى مردمان باشد.پس باید این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا قیامت برسانند...»»

«الحمد الله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام



+بسن الله الرحمن الرحیم
+سلام به روی ماه همتون
+بالاخره اومدم بعد از یک ماه...وبلاگم شده شبیه ماهنامه...(خو درسا سنگینه،چیکار کنم؟؟!)
+حالم خیییییلی خوبه...امروز پرچم حرم امام علی رو آورده بودن مدرسمون...پرچمو رو سر بچه های مدرسه گرفتم...با 5 تا دوست دیگه...یه حال و هوای عجیبی داشت امروز...پرچم آقا امیرالمومنین یه عطری داشت...ایشالا خا قسمت کنه بریم پابوس آقا...
+تبریک به زهرا خانوم که بعد از یکسال و نیم و اندی صبر بالاخره آلبوم استاد 13 اومد!!!
+امیدوارم که همون زیر سایه امام علی (ع) و امامای خوبمون همیشه سلامت باشید...
عیدتون مبارک...
سایتون مستدام..
یا علی!



[ یکشنبه 20 مهر 1393 ] [ 03:20 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
آقا جان!
سلام..سلامی از اعماق تكه های دلی كه بار ها شكسته شد...
هر سال آرامشم را در حرمت میافتم..اما امسال گویا آنقدر نامه اعمالم سیاه بود كه مرا به خود نخواندی...
امسال بیش از هر سال دیگری میخواستم در كنار ضریحتان آنقدر گریه كنم و درد و دل كنم كه خالی خالی شوم...
اما نشد..
روز میلادتان مبارك باشد آقا...خوش به حال تمام آنهایی كه در این روز میهمان سخاوت ولی نعمت كشورمان هستند..
این مرز هر چه دارد از مباركی قدوم شماست...
تك تك افراد این خاك خود را مدیون شما میدانند...خدا میداند كه چه اتفاقاتی به خاطر وجود پربركتتان از سرمان رفع شده است...
آقا جان میگویند خریدار خوبی هستید..دل شكسته میخرید و پادر میانی میكنید...بین فروشنده و خدا...
میگویند تمام راه های دور را نزدیك میكنید..مثل فاصله بین بنده و خدا...
میگویند غریبی و غریبه ها را خوب میشناسید..
آقا جان..این بار از همه دنیا بریده ام...
ساعت ٨ به وقت دل...وعده دیدار كجا؟؟؟
خدایا...به مباركی قدوم علی بن موسی الرضا...به غریب دور از وطن...حاجت تمام جوانان را بده..
یا امام رضا(ع)...جمله ای كه با هربار گفتنش دلم،تنم،روحم،تمام وجودم هزاران هزار تكه میشود...دل شكسته ام را میخری؟؟؟
من هنوز به انتظار نشسته ام...خودت بر همه احوالات ما آگاهی...
رابطه ما و شما گویا وارونه است...در روز تولدتان ما از شما عیدی میخواهیم..
اول ظهور مهدی فاطمه(عج)...و بعد از آن سلامتی و دل خوش برای همه جهان..و بعد از آن روا شدن حاجت دل همگان...
آقا جان ...وجود من در برابر بزرگی شما هیچ است..اما شمارا به بزرگیتان روی هیچ طفلی را زمین نیاندازید...

 السلام علیك یا علی بن موسی الرضا

                                                         
 

+و به نام خداوند رحمان و رحیم

+سلام به روی ماه همتون...
+من دوباره بعد از ١ماه اومدم...متاسفانه...كامپیوتر بنده مشكل پیدا كرده و البته در هنگی به سر میبره..
+ نگین كجایی؟؟؟
+بازم مثل همیشه ممنون از لطف بی پایان زهرا و رویای عزیزم..
+ متاسفانه روزای تابستونم داره میره و تمدیدی در كار نیست!
+ خیییییییلی دلم گرفته...بی نهایت امسال دلم میخواست مشهد برم..اما نشد..بر عكس٤-٥ سال پیش كه هر سال به لطف آقا امام رضا(ع) مشهد بودم امسال نشده..دلم شدیدا حرم میخواد...
+خوب دیگه وقت رفتنه!!!
+سایتون مستدام..خدا حافظتون باشه!




[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 03:03 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]

روز هایم گذشت...

چه خوب و چه بد گذشت...

حال من اینجا ایستاده ام....

در اوج قله خوشبختی...

خوشبختی؟!

سخت به این واژه رسیده ام...

روز ها و شب های زیادی در پی معنایش بودم...

حال می دانم...

خوشبختی یعنی سایه گرم پدر و مادر..

یعنی خنده ی یک کودک...

یعنی سلامتی جسم...

یعنی سلامتی روح...

یعنی آرامش..

یعنی وجود پر مهر خدا!!!



+به قول رویا!

+خستگی نوشت!

خسته ام از همه دوستایی که تو خیال منن ولی بی خیال منن(اگه متوجه نشدید برید دنبال معنیش!)

خسته از تمام دلتنگی ها!

از تمام دوری ها!

از تمام راه هایی که به پوچی میرسند!

 

+وخدایی که در همین حوالیست!

+سلام به روی ماه همتون!

+بازگشت غرور انگیز خودمو به این وبلاگ خاک گرفته تبریک میگم!!!(کسی که کاری به کارم نداره یکم خودمو تحویل بگیرم!! مگه چیه؟!!!!)

+من باید یه اعترافی بکنم! شب قبل از عید فطر من یه پست نوشتم حدودا 5-6 صفحه ورد! و از شانس بی نهایت افتحضاح من این پست نه در کامپیوتر ذخیره شد و نه در میهن بلاگ....

بعد از اون اشکم در اومد و کلا بیخیالش شدم!

+شرمنده  روی گل رویا خانوم و زهرا خانوم شدم شدید که تو این چند وقت(به دلیل قطعی اینترنت و خرابی کیبورد!) براشون نظر نذاشتم!وگرنه پیگیر شدید همه پستاشون بودم!

+از دیشب در پوست خودم نمیگنجم چون بالاخره مادر عزیزم اجازه کاری رو که همیشه در آرزوش بودم رو بهم داد!

+درگذشت حسین معدنی رو به همه بزرگ مردای والیبال ایران تسلیت میگم...روحش قرین رحمت الهی...

خووب دیگه از چی و از کجا بگم؟؟؟

+آآآآهااااااان! ماه عسل فوق العاده و بی نهاین بی نظیر بود...خیلی امسال رو دوست داشتم!

مخصوصا 3-4 تا از قصه هاشون!1-احسان و سولماز عزیز 2-اون آقایی که سرپرستی بچه ها رو بر عهده گرفته بودن...3-داستان قصاص و بخشش و کل ماه عسل!

+ملالی نیست جز دوری شما عزیزان!( نگین ، رویا،زهرا 13، پریسا،زهرا،و کل دوستام!!!!!!)

+خدا پشت و پناهتون!

[آخیییشششش!!! یکم حرف زدم خالی شدم! اینم یه پست پر و پیمون بعد از یک ماه و اندی!]

 




[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 09:36 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]
و باز هم رمضان...
11 ماه گذشت و حالا رمضان...
ماه خدا...
ماه خانه تکانی دل..
ماه رحمت...
ماه اجابت...
و باز هم تو و خدا...
1 ماه روزه چشم و گوش و زبان...
و نه فقط روزه خوراک...
چه میخواهی در اعماق دلت؟
آرزویت چیست؟
 آرزو میکنم رزق و روزی تو همانی باشد که میخواهی...
همان ماهی آرزوی دریای دلت...
قراراولمان شب قدر...
شب سرنوشت..
شب آرامش...
قرارمان  دوممان شب عید فطر...
خواسته هایت را به خدا بگو...
شب عید فطر ببین چقدر به او نزدیک شدی؟
1 ماه تلاش کن تا به خودش نزدیک شوی...
پس کوله بارت را ببند...
1 ماه سفر به عرش خدا...
آخر ماه با باری سنگین برگرد...
که نه پیش خودت شرمنده شوی و نه پیش خدا...







+و به نام خدایی که (نَحـنُ اَقرَبُ مِن حَبلِِ الوَرید)

+سلام به روی ماه همتون.
امیدوارم که حالتون خوب باشه.
+دقیقا 1 ماه نبودم!!! تشکر از همه اونایی که اومدن!
+ماه خدا دوباره اومد!خدا رو شکر!
+دوباره شب بیداری تا سحر دوباره ماه عسل سریالا!!! آخ جون!
+حرف زیاده ولی اینجا جاش نیست.!
+ممنون از همتون! مخصوصا زهرا خانوم!
+امیدوارم که آخر مهمونی خدا خیالتون پیشش راحت باشه!
+خدا نگهدار هموتن باشه!



[ شنبه 7 تیر 1393 ] [ 09:42 ب.ظ ] [ ♥سایه آفتاب ♥ ]

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

سلام من زهرا اسحاقیان 18 سالمه و اهل تهرانم.
امیدوارم لحظاتی خوش همراه با یاد خدا و آرامش در این وبلاگ داشته باشید.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




ポップ系「レインボーver.」